نسبت بهارلو با قاجارها

نسبت بهارلو با قاجارها

نسبت بهارلو با قاجارها
نسبت بهارلو با قاجارها
.::وب سایت بزرگ ایل بهارلو::. نسخه آزمایشی
  • قراقویونلوها یا بارانّی ها»
  • تاریخ ترکمانان قسمت دوم
  • نسبت بهارلو با قاجارها
  • مقالات تاریخی «چگونگی به قدرت رسیدن قراقویونلوها»
  • طوایف ایل بهارلو
  • نشتر وقلم
  • تصویر شعر
  • محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

    اسلایدر

    نسبت بهارلو با قاجارها

    این مطلب رو در شنبه 01 آبان 1395 ساعت: 18:12 در سایت قرار داده است.

    نسبت بهارلو با قاجارها

    «پیشینه ی  قاجار و نسبت ایل بهارلو با آن ها»


       ایل قاجار بر اساس برخی از منابع از ترکمانانی بودند که در ترکستان و ماورا النهر به سر می بردند. ایل قاجار در گاه هولاکوخان مغول به داخل ایران کوچک کردند و تا سرحد شام ساکن گردیدند. تیمور پس از اشغال  تمامی خاک ایران، کوشید تا شمار بسیاری از آنان را به موطن اصلی شان بازگرداند ولی عده ی بسیاری از آن ها در آذربایجان در سواحل رود ارس، ماندگار شدند و با ترکمانان آق قویونلو، نسبت خانوادگی پیدا کردند.

       ایل قاجار، در ایجاد دولت صفویه ، نقش موثری داشتند و تا پایان سلطنت آن سلسله نیز جزو هفت طایفه ی قزل باش ، به شمار می رفتند. هفت طایفه ی قزل باش، عبارت بودند از: قاجار، قوانلو، عزالدین لو، شامبیانی، قراموسانلو، داشلو و زیادلو.

       در آغازین روزهای تشکیل دولت صفویه، ایل قاجار به نواحی گرگان کوچانده شدند تا از مرزهای شمال شرقی ایران، پاسداری کنند و از یورش و نفوذ اوزبک ها و ترکمانان یموت ، جلوگیری نمایند.

       در نواحی گرگان، ایل قاجار به دو دسته تقسیم شدند:

       ۱. گروهی در بالادست رودخانه ی گرکان و اترک جای گرفتندو به نام «یوخاری باش» شهرت یافتند. یوخاری باش ها  شش طایفه بودند  بن نام های: دَوَلو، سپانلو، کهنه لو، خزینه دارلو، قیانلو و کرلو.

       ۲. گروه دیگر در فرودست رودخانه ی گرگان و اترک ماندگار شدند و به نام «آشاقه باش» شهرت یافتند. آشاقه باش ها نیز شامل شش گروه دیگر بودند به نام های: اُستاجلو، شاملو، تکلّو، بهارلو،ذوالقدر و افشار.

       در منابع مختلف در مورد گروه های تشکیل دهنده ی آشاقه باش ها و یوخاری باش ها هماهنگی وجود ندارد و اختلاف های زیادی دیده می شود. به طور مثال «خورموجی» در این مورد چنین آورده است:

       گروهای تشکیل دهنده ی یوخاری باش ها: دولو(دوانلو)، سپانلو، کهنه لو، خزینه دارلو، قیاخ لو، داشلو.

       گروه های تشکیل دهنده ی آشاقه باش ها: قویونلو، قراموساله لو، زیادلو، کرلو، غزالدینلو(عضدالدینلو، عضدانلو)، شامبیانی.

       

     تعداد آشاقه باش ها بیشتر بود و بین آشاقه باش ها و یوخاری باش ها، به طور غالب، بر سر امور مادی و اقتصادی، نظیر آب، چراگاه و...، اختلاف و نزاع بود.

        همچنان که در بالا ذکر شد در مورد آشاقه باشه و یوخاری باش ها این نکته قابل گفتن است که دسته هایی که این دو گروه را تشکیل می دادند الزاما جزو ایل قاجار نبودند و برخی از آن ها به خاطر جنگ ها و کوچ های اجباری و... در کنار هم قرار گرفته بودند و برخی از آن ها خود ایل های مستقلی بودند از جمله ایل بهارلو و تقریبا حالت اتحادیه تشکیل داده بودند .

     نکته ی دیگر این که در مورد گروه ها و اقوام تشکیل دهنده ی یوخاری باش ها و آشاقه با شه ها  در منابع مختلف تضاد وتن اختلاف وجود دارد و حتا منبعی، طایفه و قومی را جزو آشاقه باش ها ذکر کرده و منبعی دیگر جزو یوخاری باش ها. 

     نکته ی گفتنی دیگر خود ایل قاجار ادامه ی ترکمانان آق قویونلو بودند و در خدمت اوزون حسن بودند و احتمالا در زمان سلطه ی آق قویونلوها بوده که قاجارها مذهب شیعه ی  ۱۲ امامی را پذیرفتند.  

       برخی مورخان قاجار را از مغولان می دانند ولی هیچ سندی در این مورد ارایه نمی دهند. شمیم به نقل از روضه الصفا، نسب قاجار را به نوح(ع) می رساند. اعتمادالسلطنه ، نسب قاجار را به اشکانیان می رساند. البته خود قاجار در یک داستان ساختگی ، نسب خود را به صفویان می رسانند که این امر فقط برای کسب مشروعیت بوده است. بر اساس این نسب سازی ، آقا محمد خان قاجار ، مدعی است ، پدرش محمد حسن در اصل فرزند «شاه سلطان حسین صفوی» است؛ چون شاه صفوی یکی از همسران خود را به فتحلی خان بخشیده بود . این زن از شاه حامله بود . فتحلی خان هنگامی که از این امر آگاه شد، خواست که این امر را پنهان داردو به کسی چیزی نگوید تا فرزند به دنیا آید(رستم الحکما). 

     در مورد اصل و نسب قاجارها، حرف های ضد و نقیضی است اما با توجه به منابع، بی شک قاجارها از نژاد مغول نبودند و شاید از ترکان غربی و بخشی از اتحادیه ی ترکان آغوز بودند و در منطقه ی قفقاز سکونت داشتند . آنان از قرون بسیار گذشته از ترکستان به این منطقه کوچ کرده و در آن جا ماندگار شدند. قاجارها از طوایف ماورا قفقاز بودند و نژادشان به طایفه ی سالور می رسید. زبان آن ها ترکی غربی است و پیش از مغول به ایران آمدند و با حمله ی مغولان ، حرکت آنان به جنوب ایران و سپس شام شدت گرفت.

     ایل قاجار در آغاز سه شعبه ی «سلدوس»(سلدوز)، «تنک کوت» و «جلایر» بود که از بین آن ها فقط جلایر در تاریخ نقشی ایفا نموده و به ایران آمده است. سلدوس ها اصلا به ایران نیامدند وتنک کوت یا «اونگ فوت ها» به مغولان پیوستند.

       قاجار به ترکمان بودن خود مباهات می کرده اند و به همین دلیل حتا پس از آن که تاج و تخت سلطنت ایران را به چنگ آوردند، القاب و عناوین قویونلو(صاحبان گوسفند) و دولو( دارندگان شتر) را که معرف زندگانی ساده شبانی آن ها  در دوره های پیش از دوره ی زمام داری شان بوده است ؛ هم چنان برای خود حفط کرده اند.

       با این توضیحات و شوندها(دلایل) مشخص می شود که بهارلو ها خود ایل مستقلی بوده اند و با قزلباش ها و قاجارفقط در یک اتحادیه بوده اند.

      

        دراین نوشتار از منابع زیادی استفاده شده که برخی از این منابع عبارت اند از: تاریخ ایران ساکس، ایران در دوره ی سلطنت قاجار علی اصغرشمیم، تاریخ قزلباشان، فارس در عصر قاجار، احسن التواریخ، روضه الصفا و... .

    موضوع: مقالات,مقالات تاریخی,

    تعداد بازديد : 332
    نظرات()

    مطالب مرتبط

    قراقویونلوها یا بارانّی ها»
    تاریخ ترکمانان قسمت دوم
    مقالات تاریخی «چگونگی به قدرت رسیدن قراقویونلوها»

    بخش نظرات این مطلب


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
    کد امنیتی
    رفرش
    کد امنیتی
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]


    Copyright © 2016-2017 - Allright Reserved - Template Designer JAVAD MIRZAEI
    کلیه حقوق مادی و معنوی نزد (( .::وب سایت بزرگ ایل بهارلو::. نسخه آزمایشی )) محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از مطالب پیگرد قانونی دارد.
    طراحی و ساخت توسط جواد میرزائی ارتباط با ادمین